ندا،ندای ماندگار ایران برای آزادی.
چون کوزه
چون کوزه
از دست فتاد و شکست
من حدس می زنم او
دریایی در بند بود
و گویی راه نجات بود، آن دست، آن شکست.
حالا ببین
در تنم
پنداری دریایی خفته است.
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 6:39  توسط اکبر ایل بیکی
|