از طلوع شمس در دلم
شبینه بود که گفتی، تنم بسان درخت
عشقبازی را در دشت، دوست تر می دارد
کنار آب و علف، کنار ماه.
و من که مرغ خسته ی شب بودم
افسون آن صدا شدم
صبا شدم و سرودم از عشق
از طلوع شمس در دلم.
به دشت که رسیدیم
ماه از کنار ابر
RSS