تبليغاتX
ملخ
ماه بايد باشد

 

 

 

 

 


آنسوی پنجره، هر چند بخار گرفته، ماه بايد باشد

ميان دشت، بايد دو اسب عاشق، ايستاده باشند کنار هم


بو کنند شب را، هم را، پس زنند با يال، خواب را از تن


دست را هوا کنند، شيهه کشند مست‌، زير حرير ماه.


اينسوی پنجره، خوابم نمی رسد، و فکر مي کنم


اسب اگر بودم، اسب اگر بودی، ميان کدام دشت


شيهه می کشيديم، شب براي هم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 19:25  توسط اکبر ایل بیکی  |