تبليغاتX
ملخ

در باغ خاوران


 



 
مادرم
 
            - هزار زن است -
 
به جست و جوی گمگشته اش
 
آهسته قدم بر می دارد
 
در باغی در خواب.
 
 
و بعد
 
کنار سروی که مست از تماشای مهتاب است 
  
آغوشش را   
 
کامل می گشاید 
  
سوی ماه. 
  
 
ببین!
 
چگونه کودک گشته است 
 
ماه
 
در باغ خاوران.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 7:55  توسط اکبر ایل بیکی  | 

 

ندا،ندای ماندگار ایران برای آزادی.

 

چون کوزه                          

 

 

چون کوزه

از دست فتاد و شکست

من حدس می زنم او

دریایی در بند بود

و گویی راه نجات بود، آن دست، آن شکست.

 

حالا ببین

در تنم

پنداری دریایی خفته است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 6:39  توسط اکبر ایل بیکی  |