چه می کشد او که نمی کشد
من چه می کشم با او
او چه می کشد با من.
برای چشم او یا جشم من که زارزار می زند هر روز به جست و جوی چشم
روز را تا روز می کشم
برای دل او یا دل من که دل دل می کند هر شب به جست و جوی دل
شب را تا شب می کشم.
چه می کشد او که نمی کشد.
قوقلی قوقو
اینجا، می گویم، من هستم
چون مشعلی روشن، یا ساغری
که از روشنی پر است
و چون خروس می خوانم
قوقلی قوقو، قوقوقو، قوقلی قوقو
به جستجوی روز.
ببین، می گوید
چگونه این تن
چون روز روشن است
در زیر چشم تو.